السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

268

تفسير الميزان ( فارسي )

« 1 » . پس روشن و واضح شد كه آيه شريفه در آنچه كه از محرمات برشمرده چيز تازه و بى سابقه اى نفرموده ، بلكه قبل از نزول آيه در سوره هاى مكى و مدنى سابقه داشته ، و گوشتها و طعامهاى حرام را شمرده بود . * ( « وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ » ) * كلمه « منخنقة » به معناى حيوانى است كه خفه شده باشد ، چه خفگى اتفاقى باشد و يا عمدى باشد و عمدى به هر نحو و هر آلتى كه باشد ، خواه كسى عمدا و با دست خود او را خفه كرده باشد ، و يا اينكه اين خفه كردن عمدى با وسيله اى چون طناب باشد ، و چه اينكه گردن حيوان را بين دو چوب قرار دهند تا خود به خود خفه شود ، هم چنان كه در جاهليت به اين طريق و به امثال آن حيوان را بىجان مىكردند . و « موقوذة » حيوانى است كه در اثر ضربت بميرد آن قدر او را بزنند تا مردار شود ، و « متردية » حيوانى است كه از محلى بلند چون كوه و يا لبه چاه و امثال آن سقوط كند و بميرد . « و نطيحة » حيوانى است كه حيوانى ديگر او را شاخ بزند و بكشد * ( « وَما أَكَلَ السَّبُعُ » ) * حيوانى است كه درنده اى پاره اش كرده باشد ، و از گوشتش خورده باشد ، پس « أكل » مربوط به ماكول است ، چه اينكه همه اش را خورده باشد ، و چه اينكه بعض آن را ، و كلمه « سبع » به معناى حيوان وحشى گوشتخوار است ، چون شير و گرگ و پلنگ و امثال آن . * ( « إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ » ) * ، اين جمله استثنايى است كه از نامبرده ها آنچه قابل تذكيه است را خارج مىسازد ، و تذكيه عبارت است از بريدن چهار لوله گردن ، دو تا رگ خون ، كه در دو طرف گردن است ، و يكى لوله غذا ، و چهارمى لوله هوا ، و اين در جايى است كه اين حيوان نيمه جانى داشته باشد ، دليل داشتن نيمه جان اين است كه وقتى چهار رگ او را مىزنند حركتى بكند ، يا دم خود را تكان دهد ، و يا صداى خر خر از گلو در آورد ، و اين استثناء همانطور كه قبلا گفتيم متعلق است به همه عناوين شمرده شده در آيه ، نه به خصوص عنوان آخرى ، يعنى « نطيحة » ، چون مقيد كردنش به آخرى سخنى است بى دليل و اين امور پنجگانه يعنى : 1 - منخنقة 2 - موقوذة 3 - متردية 4 - نطيحة 5 - ما اكل السبع ، همه از مصاديق ميته و از مصاديق آنند ، به اين معنا كه مثلا مترديه و نطيحه وقتى حرام مىشوند كه به وسيله سقوط و شاخ مرده باشند ، به دليل اينكه

--> ( 1 ) بگو پروردگار من تنها فواحش را تحريم كرده ، چه فواحش علنى و ظاهرى ، و چه باطنى و پنهانى ، و نيز اثم را تحريم كرده . « سوره اعراف ، آيه 33 » .